جعفر شهرى باف

26

طهران قديم ( فارسى )

بزن‌ها و ( بغچه‌بر ) « 82 » ها و كفن‌پوشها « 83 » و عرض اندام‌كن‌ها و يك كتى راه بروها « 84 » و كت به شانه بيندازها « 85 » و دست در آستين لباس نكن‌ها « 86 » و بهر كسى از اين قبيل كه اراده‌اش تعلق ميگرفت . شگرد كار اين نايب حسين خان براى زهره چشم‌گيرى از اهالى ناحيهء خود اين بود كه در هفته يكى دو نوبت با چهار پنج آجان دور خيابانها راه ميافتاد و هر كس را ميديد ايرادى گرفته بفراخور تقصيرش فى المجلس تنبيهش مينمود . مثلا اگر گردن كلفتى را ميديد سينه سپر كرده ، آرنجها را از بدن دور داشته بادبادكى راه ميرود ؛ صدايش كرده دستور ميداد دستهايش را آويخته سينه‌اش را به تو ببرد و چندان بود كه طرف مخالفت كرده يا مسامحه ورزد كه باتون را از دست آژان گرفته آنقدر به سينه و بازوانش ميكوبيد تا دستوراتش را اجرا كرده سينه را تو ببرد ، و اگر داش مشدىاى را ميديد با لنگر حركت مىكند به او ميگفت تند و مثل آدم راه برود و اگر نميپذيرفت و ميگفت راه رفتنم اين‌طور مىباشد ، آژانها را مأمور ميكرد تا آنقدر بسر و كله‌اش بكوبند و با سرپنجهء پوتين به پشت و پسش بزنند تا رفتنش را تند كرده فرار بكند . همچنين اگر كسى كتش را روى شانه‌اش انداخته بود آن را برداشته به يكى از آژانها ميداد كه معلوم مىشود كت لازمش نميباشد ، كه البته با تمام محتوياتش لوطىخور يا آژان‌خور ميگرديد و اگر كسى دستش را كه علامت لشى و گردن كلفتى بود از آستين بيرون ميگذاشت ميگفت كه حتما آستين‌ها لازمش نميباشد و آنها را با چاقو بريده دور ميانداخت و

--> ( 82 ) . دزدانى مخصوص كه بار و بنه‌ى مسافران مير بودند . ( 83 ) . سفيد پاتاسرى پوشيده در چاله‌ها و قبرهاى قبرستانهاى داخل شهر مانند قبرستان سر قبر آقا ( باغ فردوس ) ( * ) دراز كشيده چون عابرى ميرسيد جلوش برخاسته ميايستادند كه رهگذر تصور مرده‌ى زنده شده نموده ، تا بخواهد به خود آمده تمركز حواس بيابد لختش ميكردند . ( * ) . قبرستان كهنه ، يا قبرستان سر قبر آقا كه بعد از تخريب و تسطيح تبديل به باغ تفرجگاهى بنام باغ فردوس گرديد . محلى در جنوب خيابان مولوى كه فعلا زايشگاه و بيمارستان شده است . ( 84 ) . لش‌هائى كه در راه رفتن يك شانه خود را جلوتر حركت ميدادند . ( 85 ) . لش‌هائى باج بگير كتشان را روى يك شانه انداخته و نك پنجه‌هاى پاهايشان را در كفش كرده لخ‌لخى راه ميرفتند . ( 86 ) . از نشانهء يكّه‌بزنى بود كه كتشان را از عقب به روى شانه انداخته ، كفش كوچكتر از پاى پاشنه خوابيده پوشيده ، كلاه را جلو سر گذارده تسبيح درشت در انگشتان بگردانند .